حمد الله مستوفى قزوينى

181

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

3830 ز دشمن نگه داشتندش به جنگ * گزيدند « 1 » بر كسب نعمت درنگ دگر نامدارانِ اسلاميان * برفتند بر سانِ شيرِ ژيان اسيران گرفتند هر جايگاه * بكشتند چندى ز كافر سپاه ز اسلام مردى ابو اليَسْر « 2 » نام * ز عبّاس بر رزمگه يافت كام گرفتش ز مردى بر آن دشتِ كين * به دو گفت : « فرمود سيّد چنين 3835 كه زنده ترا پيش سيّد بريم * چو ديگر كسانت به كين نشكريم » از اين گفته شد شادمان مردِ پير * ابو اليَسْر كردش به فرمان اسير بُدش بيست دينار زر برميان * ببرد آن ابو اليَسْر هم در زمان بياورد او را بَرِ مصطفى * از اين شاد شُد سيّد رهنما ز انصار مردى گُزين و هُمام * كه بو منذر آن مرد را بود نام 3840 به پيش ابو بَخْتَرى « 3 » شُد به راه * ورا ديد با كافرى زآن سپاه همىخواست تا ياورش را تباه * كند مرد مؤمن در آوردگاه ابو بَخْتَرى « 4 » شد به پيكار پيش * نمىخواست بد بر تنِ يار خويش ابو منذرش « 5 » گفت : « با تو نبرد * نفرمودمان سيّد و منع كرد » به پاسخ به دو گفت ابو بَخْتَرى : « 6 » * « نخواهم كه سازم چنين ياورى 3845 اگر زو برآورد خواهى دمار * نخست اندر اين رزم از من برآر و گرنه بمان هر دو را تا رويم * ز ايدر شتابان به مكّه شويم چو زين در نمىداد گشتن اسير * نپذرفتى اسلام از وى زهير ابو منذر آمد به پيكار پيش * بكوشيد با او سوى جان خويش

--> ( 1 ) ( ب 3830 ) . در اصل : كريدند . ( 2 ) ( ب 3833 ) . ابو اليسر - كعب بن عمرو . وى آخرين كسى بود از صحابهء رسول كه از دنيا رفت ، عمر وى دراز بود . ( سيرت رسول اللّه ، مصحّح دكتر اصغر مهدوى ، ج 2 ، ص 828 ) . البتّه در اين بيت به ضرورت رعايت وزن شعر به سكون سين قراءت مىشود . هكذا در ابيات ديگر . ( 3 ) ( ب 3840 ) . در اصل : ابو ؟ ؟ ؟ حترى ؛ بو منذر : از اين شخص در منابع معتبر نظير طبرى و سيرهء ابن هشام و سيرت رسول اللّه ، به‌گونهء « مجذّر بن ذياد البلوى » ياد شده و در تاريخ گزيده با هيچ يك از اين دو صورت ذكرى از او نيافتم . ( 4 ) ( ب 3842 ) . در اصل : ابو ؟ ؟ ؟ حترى . ( 5 ) ( ب 3843 ) . نك . به توضيح ذيل ب 3840 ، در باب « ابو منذر » . ( 6 ) ( ب 3844 ) . در اصل : ابو بحترى .